سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
14
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
چه حرام است ولى در عين حال ملتف را قصاص نمىكنند زيرا نفس حيوان با نفس ايشان مكافئ نيست ولى در عين حال مىتوان گفت ممكن است آن را با قيد [ معصومه ] از تعريف اخراج كرد نه [ مكافى ] البته اين بيان در صورتى است كه مقصود از [ معصومه ] نفسى باشد كه اتلافش بر هيچ كس جايز و مشروع نباشد چه آنكه در اين صورت دابّه از مورد تعرف خارج مىگردد زيرا بر مالك و كسى كه از قبل او مأذون باشد جايز است آن را تلف كنند پس دابّه را معصومه نمىتان خواند . و امّا اگر مراد از [ معصومه ] نفسى باشد كه اتلافش براى شخص جايز و براى ديگرى جايز نيست همانطوريكه اين احتمال قبلا گذشت البته اتلاف دابّه را بايد با قيد مكافى از تعريف اخراج نمود . سپس مىفرماين : و بقيد [ عمد ] قتل خطائى يا شبه خطاء خارج مىشود فلذا اين دو موجب قصاص نمىباشند . قوله : الذين لا عصمة لنفوسهم : همچون كفّار حربى . قوله : لانّهم يقودون : ضمير در [ لانّهم ] به قصاصكنندهگان راجع است . قوله : و غيره : يعنى و غير حبل . قوله : قاله الازهرى : ضمير منصوبى در [ قاله ] بوجه تسميه مذكور راجعست . قوله : و ان كان محرّما : ضمير در [ كان ] به اذهاق نفسه الدّابّة عود مىكند . قوله : الّا انّه يمكن اخراجه بالمعصومة : ضمير در [ انّه ] به معناى